-

پانزدهم آگست؛ روزیکه آینده را از من گرفت
چند روز پیش، پس از مدتها، فرصت دیدار و گفتوگو با اسرا برایم فراهم شد. مدت زیادی بود که با او گفتوگو نکرده بودم. وقتی روبهرویم نشست، نخستین چیزی که در او دیدم و توجهام را جلب کرد، سکوتاش بود. همان دختری که سالها پیش با شوق از دانشگاه، آینده و برنامههایش سخن میگفت، حالا…
-

دختری که مکتبش را از دست داد، اما رویای آموختن را نه
پنج سال گذشت؛ پنج سال از روزی که بسیاری چیزها یکباره رنگ باخت و زندگی برای خیلیها به دو بخش تقسیم شد: پیش از ۱۵ آگست و پس از آن. من هم یکی از همان دخترانی بودم که آن روزها را دید، از آن گذشت و امروز، پس از پنج سال، ایستاده است و…
-

پنج سالِ انتظار؛ روایتی از یک زخم تازه
۱۵ آگست؛ روزی که فهمیدیم ممکن است انسان زنده بماند، اما بخشی از وجودش در وطن دفن شود. پنج سال از محدودیتهای گسترده علیه زنان و دختران افغانستان گذشته است؛ پنج سالی که شاید در تقویم تنها یک عدد باشد، اما برای دختران این سرزمین به اندازه یک عمر سپری شده است. پنج سال یعنی…
-

روایت از عفت؛ روزی که بخشی از زندگیام در افغانستان جا ماند
پانزدهم آگست ۲۰۲۱ بود؛ روز برگههای امتحان. عفت و همصنفیهایش، بیخبر از آنچه بیرون از دیوارهای مکتب میگذشت، سرگرم حل آزمون بودند؛ بیخبر از اینکه آزمون بزرگتری از سرنوشت تنها چند لحظه با زندگیشان فاصله دارد. یکباره همهچیز دگرگون شد. صدای وحشت فضای مکتب را فرا گرفت و چهرههای رنگپریده استادان و صحبتهای آهسته آنان،…
تازہ ترین


جستجو
خبرها، تحلیلها و گزارشها مورد نظر تان را جستجو کنید.



