-
ما خبر نداشتیم که بزرگان ما، وطن و آرزوهایمان را در خفا به آتش کشیدند
جنگ همیشه بود؛ یعنی ما دختران افغانستان در جنگ به دنیا آمدیم، مکتب خواندیم و حتی در دل بحران زندگی کردیم، ولی هیچگاه تصور نمیکردیم که افغانستان دوباره به بیستوپنج سال قبل برگردد. برای ما غیرقابلهضم بود که چگونه کشوری با این همه بزرگی و عظمت و نیرو، سقوط کند. با جنگ و صدای تیراندازی…
-
زن؛ میان قدرتی که میبندد و جامعهای که عادت میکند
روایت یاسمین از مردسالاری، حذف زنان و آیندهای که از آنان گرفته میشود مسئله برای یاسمین از روزی شروع نشده که درِ دانشگاه به روی دختران بسته شد؛ خیلی پیشتر، در همان جایی آغاز شده که به زن یاد دادهاند بعضی تصمیمها سهم او نیست. جایی که پیش از آنکه بپرسند چه میخواهد، برایش تعیین…
-

نظام سقوط کرد، نه من!
زندگی من از همان زمانی که طالبان وارد کشورم شدند، رنگ عوض کرد. آن روزها تازه در آزمون کانکور کامیاب شده بودم؛ ماهها و هفتهها تلاش کرده بودم و با هزار امید و آرزو قدم به دنیای دانشگاه گذاشته بودم. میخواستم درس بخوانم، پیشرفت کنم و به اهدافم برسم؛ اما خیلی زود همهچیز تغییر کرد.…
-

از روزی که کابل سقوط کرد تا روزی که دوباره خودم را یافتم
آن روز، در ظاهر یک روز عادی بود؛ اما در دل من طوفانی برپا بود. انگار احساس میکردم اتفاقی قرار است بیفتد. با این حال، دل به دریا زدم و تصمیم گرفتم روی امتحان آن روز تمرکز کنم. مانند روزهای عادی به طرف مکتب رفتم. همه دختران مکتب با لباسهای سیاه و چادرهای سفید آمده…
تازہ ترین


جستجو
خبرها، تحلیلها و گزارشها مورد نظر تان را جستجو کنید.



