بگرام برای امریکا و متحدان آن صرفاً یک پایگاه نظامی نیست، بلکه ابزار استراتژیکی برای کنترل تحولات افغانستان و مهار رقبای منطقهای است؛ راهبرد بلندمدتی که امریکا با حفظ اهرمهای قدرت، به دنبال شکلدهی به نظم جدید در قلب آسیاست.
خروج نیروهای نظامی امریکا از افغانستان در اگست ۲۰۲۱ که به دنبال توافقنامه صلح دوحه در سال ۲۰۲۰ میان واشنگتن و طالبان انجام شد، از نظر بسیاری نقطه پایانی بر دو دهه حضور مستقیم امریکا در این کشور جنگزده تلقی شد، اما اظهارات اخیر دونالد ترمپ، پرده از حقایقی گشود که نشان میدهد افغانستان هنوز محور توجه امریکا و کشورهای قدرتمند است.
با این اظهارات ترمپ معلوم میشود که یکی از بندهای محرمانه توافق دوحه، مربوط به اجازه تلویحی طالبان برای حفظ پایگاه بگرام توسط امریکا بوده است. در حالی که طالبان بارها هرگونه تداوم حضور نیروهای خارجی در افغانستان را منکر شدهاند؛ همچنان سخنگویان طالبان مذاکرات در مورد واگذاری پایگاه بگرام به امریکا را رد کردند، اما تایید این موضوع از سوی رییسجمهور امریکا و رسانههای امریکایی پرده از حقیقت پنهانی برمیدارد که طالبان نمیخواهد افکار عامه افغانستان در مورد آن بدانند.
طالبان قبل از اظهارات ترمپ پیش زمینه بحث بگرام را در افکارم عامه ارئه کرده بودند، در همین مورد طلوع نیوز که در حال حاضر با سانسور از سوی طالبان مواجه است، گفتگویی با امیرخان متقی برگزار کرده بود و در آن یکی از شرکتکنندگان که نشان میدهد سوال برایش داده شده بود، میپرسد که آیا در برابر به رسمیت شناسی، بگرام را به امریکا میسپارند؟ امیرخان متقی پاسخ شرکتکننده را میدهد که خیر. در حالی که اینگونه پرسشگری در زیر بیرق طالبان در حال حاضر جرم پنداشته میشود.
در ادامه موضوع مربوط به بگرام، گزارشهای تایید نشده به نشر رسید که در ماه حمل سال روان یک فروند هواپیمای C-۱۷ امریکا حامل تجهیزات و خودروی نظامی و پرسونل اطلاعاتی ارشد در پایگاه بگرام فرود آمده است و نکته مهم این اطلاعات تایید ناشده این بود که یکی از معاونهای رییس سیا در میان افرادی که با این هواپیما وارد بگرام شدهاندُ حضور داشته است. این موضوع در رسانههای کشورهای منطقه نیز بازتاب داشت. اما طالبان بارها این گزارشها را شایعه دانسته و رد کردهاند و گفتهاند که اجازه حضور نظامیان خارجی را در افغانستان نمیدهند.
حالا چرا بگرام برای امریکا مهم است؛ جایگزینی بگرام به جای عراق
ایالات متحده با حفظ پایگاه راهبردی بگرام در افغانستان، بهدنبال ایجاد یک نقطه پشتیبان و جایگزین برای کاهش حضور مستقیم خود در عراق است. طی سالهای اخیر، موقعیت نیروهای امریکایی در عراق به شدت متزلزل شده است؛ از یک سو حملات مکرر گروههای زیر عنوان مقاومت به پایگاههای امریکایی افزایش یافته و از سوی دیگر، پارلمان و افکار عمومی عراق خواستار خروج کامل نیروهای خارجی از کشور شدهاند.
در چنین شرایطی، امریکا تلاش میکند با انتقال بخشی از ظرفیتهای اطلاعاتی، لجستیکی و عملیاتی خود به بگرام، زمینه را برای خروج تدریجی از عراق فراهم کند، بدون آنکه نفوذ منطقهایاش تضعیف شود. موقعیت جغرافیایی بگرام، در فاصلهای نسبتاً امنتر از تهدیدات مستقیم، این امکان را میدهد تا واشنگتن هم تحولات امنیتی غرب آسیا را رصد کند و هم در صورت لزوم، در روند تحولات عراق مداخله هدفمند داشته باشد. این راهبرد، نوعی عقبنشینی کنترولشده بهشمار میرود.
مهار مثلث «چین، روسیه و ایران»
یکی از اهداف کلیدی و راهبردی امریکا در حفظ حضور نظامی محدود خود در پایگاه بگرام، مهار نفوذ روزافزون چین در افغانستان است. چین طی سالهای اخیر با سرمایهگذاری گسترده در پروژههای معدنی، زیرساختی و همچنین اتصال افغانستان به طرح عظیم «کمربند و جاده»، تلاش کرده جای پای خود را در این کشور تثبیت و گسترش دهد. این اقدامات، از نظر واشنگتن بهعنوان تهدیدی جدی برای منافع استراتژیک غرب محسوب میشود. در این راستا، امریکا با بهرهگیری از ظرفیتهای اطلاعاتی و نظامی خود در بگرام، به رصد دقیق تحرکات چین و جلوگیری از تسلط کامل آن بر منابع غنی و موقعیت ژئواستراتژیک افغانستان میپردازد، نکتهای که خود ترمپ نیز در اظهارات خود به صراحت آن را تایید کرد.
از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی پایگاه بگرام که در نزدیکی مرزهای شرقی ایران قرار دارد، فرصت استثنایی را برای امریکا فراهم میکند تا سیاستها و فعالیتهای منطقهای تهران را زیر نظر گرفته و در صورت لزوم، با آنها مقابله کند. ایران در سالهای اخیر نفوذ خود را به ویژه در غرب افغانستان افزایش داده است، اما با حفظ پایگاه بگرام، امریکا حتی با کاهش حضور نظامی مستقیم، همچنان از طریق ابزارهای اطلاعاتی و فشارهای غیرمستقیم، مرکز رصد تحرکات ایران را حفظ میکند. از این رو، این حضور به نوعی ایستگاه شنود پیشرفته و مرکز نظارتی بر فعالیتهای چین و ایران در منطقه تبدیل خواهد شد.
علاوه بر این، افغانستان بهعنوان پلی به آسیای مرکزی شناخته میشود، منطقهای که همواره از اهمیت راهبردی بالایی برای بازیگران جهانی برخوردار بوده است. امریکا با حفظ بگرام، قصد دارد نفوذ خود را در این منطقه افزایش دهد و از طریق آن به مرزهای جنوبی روسیه نزدیک شود. آسیای مرکزی که بهعنوان حیاط خلوت سنتی روسیه شناخته میشود، برای امریکا منطقهای استراتژیک است که با ایجاد پایگاههای نفوذ جدید، واشنگتن تلاش میکند موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد.
سخن پایانی
بنابراین، ادامه حضور امریکا در بگرام را نمیتوان صرفاً بهعنوان بازماندهای از جنگهای گذشته تعبیر کرد، بلکه این موضوع بخشی از یک استراتژی جامع و بلندمدت برای مهار رقبای ژئوپلیتیکی امریکا در قلب آسیا است. این استراتژی که ترکیبی از حضور نظامی محدود، استفاده از ظرفیتهای اطلاعاتی و اعمال فشار غیرمستقیم است، نشاندهنده تداوم رقابتهای قدرت در منطقه است و نقش بگرام را بهعنوان نقطهای کلیدی در این معادله تقویت میکند.
اما نکته مهم این است که آیا امریکا برای حفظ این مکان و نقطه استراتژیکی میخواهد طالبان را قربانی کند یا اینکه مشترکاً این کار انجام میدهند، سوال است که زمان به آن پاسخ خواهد دارد.




