کتابها تنها مجموعهای از صفحهها و واژهها نیستند؛ گاهی دریچهایاند به جهانهایی که فرصت دیدنشان را نداشتهایم، راهی برای شناخت خود و دیگران و فرصتی برای طرح پرسشهایی که شاید در زندگی روزمره کمتر مجال مطرح شدن پیدا کنند. برای دختران افغانستان، که دسترسی آنان به فرصتهای آموزشی و فرهنگی با محدودیتهای جدی روبهرو است، مطالعه میتواند راهی برای حفظ پیوند با دانش، گسترش آگاهی و زنده نگه داشتن میل به یادگیری باشد.
در چنین شرایطی، کتابخانه تنها یک اتاق پر از کتاب نیست؛ ارزش واقعی آن در فضایی نهفته است که برای خواندن، پرسیدن، اندیشیدن و انتخاب آزادانه فراهم میکند. کتابخانهای که دختران بتوانند در آن به موضوعات مورد علاقه خود بپردازند، با دیدگاههای تازه آشنا شوند و افق فکریشان را گسترش دهند، میتواند بخشی از مسیر رشد آموزشی و فردی آنان باشد.
اما داشتن کتاب به تنهایی به معنای شکلگیری فرهنگ مطالعه نیست. پرسش اصلی این است که چگونه میتوان کتاب را از ابزاری برای آمادگی امتحان به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کرد؟ چگونه میتوان فضایی ساخت که دختران نه از روی اجبار، بلکه از سر علاقه به سوی مطالعه بروند و یادگیری را با پایان درس و امتحان متوقف نکنند؟
برای یافتن پاسخ این پرسشها، با کرشمه جمالی، سلما یارمل، بانو انیسه نورزاد، حمیده نوروزی و ایشا نوری گفتوگو شده است. دیدگاههای آنان نشان میدهد که مدیریت فعال کتابخانه، معرفی کتابهای مناسب، تشویق به مطالعه و فراهم کردن فرصت انتخاب آزادانه، از عوامل مهم در گسترش فرهنگ کتابخوانی است.
کتابخانه را ساختن کافی نیست؛ باید آن را زنده نگه داشت
کرشمه جمالی میان ایجاد یک کتابخانه و زنده نگه داشتن آن تفاوت قائل است. او میگوید برای تأسیس کتابخانه به امکاناتی مانند فضای مناسب، قفسه، کتاب، میز و صندلی، دفتر امانت و یک مسئول نیاز است؛ اما تداوم فعالیت آن به چیزی فراتر از امکانات مادی وابسته است: ایجاد پیوندی زنده میان دانشآموز و کتاب.
به باور او، کتابخانه زمانی موفق است که با زندگی روزمره دانشآموزان ارتباط پیدا کند. فعالیتهایی مانند بلندخوانی، معرفی کتاب توسط خود دانشآموزان، نشستهای گروهی، قصهگویی و تشویق خانوادهها به مطالعه میتواند کتاب را از قفسهها بیرون آورده و به بخشی از گفتوگوهای روزانه تبدیل کند.
جمالی تأکید میکند که هدف اصلی تنها فراهم کردن کتاب نیست، بلکه ایجاد انگیزهای پایدار برای مطالعه است تا دانشآموزان با اشتیاق به کتابخانه مراجعه کنند و از خواندن لذت ببرند.
او همچنین انتخاب آزادانه کتاب را راهی برای شناخت بهتر علایق و دغدغههای دختران میداند. از نظر وی، گرایش به داستان، شعر، تاریخ، علوم یا روانشناسی نشان میدهد که هر دانشآموز دنیای فکری ویژه خود را دارد و باید فرصت کشف آن را پیدا کند.
وقتی یک کتاب، صدای یک دختر را بیدار میکند
حمیده نوروزی برای توضیح تأثیر کتابخانه از تجربه یکی از دانشآموزان یاد میکند؛ دختری که در ابتدا کمحرف و فاقد اعتماد به نفس بود. او ابتدا تنها به کتابخانه رفت و کتابها را مرور میکرد، اما پس از مدتی نخستین کتاب داستانی خود را به امانت گرفت.
چند روز بعد، نوروزی شاهد بود که این دختر در وقت تفریح با اشتیاق درباره کتاب با دوستانش صحبت میکند. سپس برای نخستین بار در جمع همصنفیهایش درباره یک کتاب نظر داد و جملهای را بر زبان آورد که از نگاه نوروزی بسیار معنادار بود:
«من خودم را در این کتاب دیدم.»
این جمله کوتاه نشان میدهد که مطالعه تنها وسیلهای برای سرگرمی نیست. گاهی فرد در میان شخصیتها و روایتهای یک کتاب بخشی از احساسات، تجربهها و دغدغههای خود را بازمییابد؛ تجربهای که میتواند به شناخت بهتر خود و تقویت توانایی بیان احساسات کمک کند.
نوروزی میگوید کتابخانه صرفاً محلی برای نگهداری کتابها نیست، بلکه فضایی است که میتواند به دانشآموزان در یافتن صدای خود، تقویت اعتماد به نفس و گسترش افق فکریشان کمک کند.
مطالعه؛ از تقویت بیان تا مشارکت در یادگیری
سلما یارمل نیز معتقد است که مطالعه آزاد میتواند در شیوه بیان و میزان مشارکت دانشآموزان تغییرات قابل توجهی ایجاد کند. به گفته او، دانشآموزی که پیش از این کمتر صحبت میکرد، پس از خواندن کتابهای داستانی و علمی، واژگان بیشتری آموخت، روانتر سخن گفت و پرسشهای بیشتری مطرح کرد.
مطالعه فرصتی برای آشنایی با واژههای تازه، دیدگاههای متفاوت و شیوههای گوناگون تفکر فراهم میکند. دانشآموز با دنبال کردن روایتها و اندیشیدن درباره موضوعات مختلف، مهارت بیان و توانایی شرکت در گفتوگوها را تقویت میکند.
یارمل تأکید میکند که علاقهمندی به مطالعه در همه دانشآموزان یکسان نیست. از نگاه او، بیعلاقگی به کتابخوانی تنها به خود دانشآموز مربوط نمیشود؛ بلکه محیط زندگی، فضای مطالعه و شیوه معرفی کتاب نیز بر این موضوع تأثیرگذار است.
او میافزاید کتابی که با سن و علایق دانشآموز هماهنگ نباشد، به سختی میتواند توجه او را جلب کند. در مقابل، انتخاب آزادانه کتاب و گفتوگو درباره مطالب خواندهشده، مطالعه را به تجربهای لذتبخشتر تبدیل میکند.
از مطالعه برای امتحان تا یادگیری برای زندگی
بانو انیسه نورزاد میان مطالعه برای امتحان و مطالعه از روی علاقه تفاوت روشنی قائل است. او میگوید فردی که تنها برای امتحان درس میخواند، بیشتر نگران پاسخ به پرسشهای آزمون است؛ اما کسی که از روی علاقه مطالعه میکند، در پی یافتن دلیلها و طرح پرسشهای تازه است.
به باور نورزاد، تفاوت اصلی فقط در میزان دانستهها نیست؛ بلکه در شیوه یادگیری نیز دیده میشود. مطالعه مستمر میتواند به گسترش دایره واژگان، بهبود مهارت نوشتن و تقویت قدرت بیان کمک کند و آموختهها را ماندگارتر سازد.
او بر اهمیت مطالعه روزانه، حتی برای چند دقیقه، تأکید میکند و معتقد است معرفی کتابهای کوتاه و جذاب، گفتوگو درباره آنها و فراهم کردن امکان انتخاب آزادانه، در شکلگیری این عادت نقش مهمی دارد.
نورزاد همچنین میگوید مطالعه نباید صرفاً ابزاری برای کسب نمره باشد. افراد باید این آزادی را داشته باشند که اگر کتابی با علاقه آنان سازگار نیست، آن را کنار بگذارند و موضوع دیگری را انتخاب کنند. به گفته او، هدف نهایی ایجاد رابطهای پایدار با یادگیری است؛ رابطهای که با پایان دوران درس و امتحان به پایان نرسد.
کتابخانه؛ فضایی برای تحقیق، کنجکاوی و کشف جهان
ایشا نوری بر نقش کتابخانه در رشد فکری و گسترش آگاهی دختران تأکید دارد. به باور او، حذف کتابخانه از محیط آموزشی میتواند فرصت تحقیق، جستوجو و کشف موضوعات تازه را محدود کند.
او کتابخانه را صرفاً محلی برای نگهداری کتابها نمیداند، بلکه آن را فضایی برای آگاهی و پرورش ذهن معرفی میکند. از نظر نوری، ایجاد کتابخانه گامی مهم است، اما مهمتر از آن، تلاش برای ترویج فرهنگ کتابخوانی و استفاده مؤثر از این ظرفیت است.
وی از استقبال گسترده دانشآموزان هنگام راهاندازی کتابخانه نیز یاد میکند و میگوید آنان تنها برای خواندن کتابها مشتاق نبودند، بلکه دیدن کتابهای متنوع و آشنایی با موضوعات گوناگون، حس کنجکاوی و جستوجوگری آنان را نیز تقویت میکرد.
فراتر از قفسهها؛ چه چیزی فرهنگ مطالعه را میسازد؟
دیدگاههای مطرحشده در این گزارش، با وجود تفاوت در زاویه نگاه، بر چند نکته مشترک تأکید دارند؛ اینکه مطالعه میتواند اعتماد به نفس را تقویت کند، مهارتهای بیانی را گسترش دهد، کنجکاوی را پرورش دهد و ارتباطی عمیقتر با یادگیری ایجاد کند.
با این حال، فرهنگ کتابخوانی تنها با تهیه کتاب و چیدن قفسهها شکل نمیگیرد. این فرهنگ به فضایی نیاز دارد که افراد در آن بتوانند آزادانه انتخاب کنند، پرسش بپرسند، دیدگاه خود را بیان کنند و از تجربههای دیگران بیاموزند.
در افغانستان امروز، وجود چنین فرصتهایی برای دختران اهمیت ویژهای دارد. هرچند کتابخانه نمیتواند جایگزین دسترسی کامل به آموزش رسمی شود، اما میتواند فضایی برای حفظ ارتباط با دانش، تقویت روحیه پرسشگری و گسترش افقهای فکری فراهم کند.
شاید ارزش واقعی یک کتابخانه را نتوان تنها با تعداد کتابها یا آمار امانتها سنجید. گاهی این ارزش در لحظهای آشکار میشود که دختری برای نخستین بار با اطمینان نظرش را بیان میکند، بخشی از خود را در میان صفحات یک کتاب مییابد یا برای یافتن پاسخی تازه، مسیر جستوجو و تحقیق را آغاز میکند.
یک کتاب شاید نتواند همه محدودیتها را از میان بردارد، اما میتواند دریچهای به سوی آگاهی و اندیشیدن بگشاید. کتابخانه نیز، اگر به فضایی زنده برای گفتوگو، انتخاب و کشف تبدیل شود، میتواند به دختران کمک کند تا حتی در دشوارترین شرایط، ارتباط خود را با یادگیری حفظ کنند.
زیرا آینده یادگیری تنها به آنچه به افراد آموزش داده میشود وابسته نیست؛ بلکه به فرصتهایی نیز بستگی دارد که در اختیار آنان قرار میگیرد تا مستقلانه بخوانند، بپرسند، بیندیشند و جهانی فراتر از محدودیتهای امروز را تصور کنند.




